ترجمه "moinen" به فارسی

چنین ترجمه "moinen" به فارسی است.

moinen adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چنین

    adjective

    Kulttuurissa, jossa vieraanvaraisuutta osoitettiin avokätisesti, moinen laiminlyönti häpäisisi suvun ja pilaisi juhlan.

    در فرهنگ آنان، حفظ نکردن چنین رسمی باعث شرمساری خانوادهٔ عروس و داماد بود و حرمت این مراسم را به شدّت از بین میبرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moinen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "moinen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه