ترجمه "molekyyli" به فارسی

مولکول, molekul, اتم بهترین ترجمه های "molekyyli" به فارسی هستند.

molekyyli noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مولکول

    noun

    kahden tai useamman kovalenttisesti sitoutuneen atomin yhteenliittymä

    Minun on kutistuttava molekyylien väliin, jotta pääsen sinne.

    مجبورم خودم رو به اندازه ي مولکول کوچيک کنم تا بتونم واردش بشم.

  • molekul

    noun
  • اتم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جوهر فرد
    • حرف
    • خس
    • ریزه
    • کوچکترین ذره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " molekyyli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "molekyyli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه