ترجمه "mukava" به فارسی

راحت, دلپذیر, بی دردسر بهترین ترجمه های "mukava" به فارسی هستند.

mukava adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • راحت

    adjective

    Mä käyn laittamassa päälle vähän mukavampia vaatteita.

    من برم یک لباس راحت تر بپوشم.

  • دلپذیر

    adjective

    Puun kaarna on erityisen hyvä koska se on mukavan rosoinen ja oksainen,

    پوست درخت به ویژه بسیار خوب است به خاطر اینکه دلپذیر و دانه دانه و شاخه دار است،

  • بی دردسر

    adjective

    Eli tutkija saatettiin lahjoa mukavalla pestillä.

    پس ، احتمالا از بازجوها با یه شغل بی دردسر تشکر شده

  • ترجمه های کمتر

    • خوش
    • دنج
    • موجب مسرت
    • ناز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mukava " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mukava" با ترجمه به فارسی

  • جای دنج · غنودن · لانه کبوتر
اضافه کردن

ترجمه های "mukava" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه