ترجمه "munat" به فارسی

بیضه, تخم, تخم مرغ بهترین ترجمه های "munat" به فارسی هستند.

munat noun
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیضه

    noun
  • تخم

    noun

    Pienessä painaumassa maassa aivan edessämme oli kaksi munaa.

    جلوی ما، در گودال کوچکی در زمین، دو تخم پرنده قرار داشت.

  • تخم مرغ

    noun

    Oliko pääsi munan muotoinen jo ennen, kuin hän löi sinua?

    اما قبل از اينکه تو رو بزنه هيکلاً شکل تخم مرغ بود ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " munat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "munat" با ترجمه به فارسی

  • toḫm · تخم · تخم مرغ · خاگ · مرغانه
  • تحریک کردن
  • رشک
  • اشتباه کردن · مرتکب خطا شدن · معصیت کردن
اضافه کردن

ترجمه های "munat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه