ترجمه "munuainen" به فارسی

گرده, کلیه, قلوه بهترین ترجمه های "munuainen" به فارسی هستند.

munuainen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرده

    noun
  • کلیه

    noun

    1|ruumiinosa

    Teillä on uusi munuainen kehossanne, herra Chamberlain.

    الان کلیه ای تو بدنت داری که قبلاً نداشتی ، جناب چمبرلین

  • قلوه

    noun
  • مزاج

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " munuainen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Munuainen
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلیه

    pronoun noun

    Munuainen toimii jonkin aikaa.

    هر کلیه ای می تونه موقتاً جواب بده

تصاویر با "munuainen"

اضافه کردن

ترجمه های "munuainen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه