ترجمه "munuainen" به فارسی
گرده, کلیه, قلوه بهترین ترجمه های "munuainen" به فارسی هستند.
munuainen
noun
دستور زبان
-
گرده
noun -
کلیه
noun1|ruumiinosa
Teillä on uusi munuainen kehossanne, herra Chamberlain.
الان کلیه ای تو بدنت داری که قبلاً نداشتی ، جناب چمبرلین
-
قلوه
noun -
مزاج
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " munuainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Munuainen
-
کلیه
pronoun nounMunuainen toimii jonkin aikaa.
هر کلیه ای می تونه موقتاً جواب بده
تصاویر با "munuainen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن