ترجمه "muona" به فارسی

بچه مگس, تدارکات, جان کندن بهترین ترجمه های "muona" به فارسی هستند.

muona noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه مگس

    noun
  • تدارکات

    noun
  • جان کندن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خواربار
    • خوراکی
    • غذا
    • قیود
    • مقررات
    • نویسنده مزدور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muona " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "muona" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه