ترجمه "museo" به فارسی
موزه, mūze بهترین ترجمه های "museo" به فارسی هستند.
museo
noun
دستور زبان
-
موزه
nounموزه
Ulkoministeriö sulkee museon siksi kunnes he voivat toimia virallisesti.
وزارت امور خوارجه خواسته که. موزه تا زمانی که به صورت رسمی براش اقدام نکردند ، بسته بمونه
-
mūze
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " museo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "museo"
عباراتی شبیه به "museo" با ترجمه به فارسی
-
شب در موزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن