ترجمه "musta" به فارسی

سياه, سیاه, siåh بهترین ترجمه های "musta" به فارسی هستند.

musta adjective noun pronoun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سياه

    noun

    Hän on vain yksi pieni musta poika lisää, kenen perään kukaan ei katso.

    اون هم يه پسر کوچولوي سياه پوستِ ديگه ـَست که کسي رو نداره که ازش مراقبت کنه.

  • سیاه

    adjective noun

    Kysy, oliko maksa musta jo silloin, kun hän poisti sen.

    ازش بپرس ببین کبد رو وقتی دراورده سیاه بوده.

  • siåh

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سیاهپوست
    • تسلی ناپذیر
    • جگرسوز
    • خیلی سیاه
    • دلتنگ کننده
    • زننده
    • زنگی
    • سیاهی
    • قاچاق
    • قیرگون
    • ملالت انگیز
    • پریشان کننده
    • کالای قاچاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " musta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "musta"

عباراتی شبیه به "musta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "musta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه