ترجمه "mustelma" به فارسی

کوفتگی, کبودی بهترین ترجمه های "mustelma" به فارسی هستند.

mustelma noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوفتگی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mustelma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mustelma
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبودی

    Pari päivää myöhemmin liikunnanopettaja huomasi mustelmat, ja minut lähetettiin rehtorin huoneeseen.

    چند روز بعد، معلم ورزش متوجه کبودی شد، و من به دفتر مدیر مدرسه فرستاده شدم.

عباراتی شبیه به "mustelma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mustelma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه