ترجمه "muu" به فارسی
دیگر, دیگَر, بقیه بهترین ترجمه های "muu" به فارسی هستند.
muu
pronoun
interjection
دستور زبان
-
دیگر
adjectiveSilloin joko hän tai joku muu saisi hengellisen siunauksen.
انجام این کار، چه برای خود او و چه برای شخصی دیگر برکتی روحانی به همراه میآورد.
-
دیگَر
-
بقیه
nounHän oli noin 20 vuotta vanhempi kuin kukaan muu ryhmässä.
او حدود بیست و چند ساله بزرگتر از بقیه نمونه بود.
-
دیگران
nounRakennat talon, jotta sinä tai joku muu voi asua siinä.
اگر خانهای بسازیم، یا برای خودمان است و یا برای دیگران.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muu" با ترجمه به فارسی
-
اسکریپت پیچیده
-
بجز · جز
-
رسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن