ترجمه "muurahainen" به فارسی

مورچه, مور, moirb بهترین ترجمه های "muurahainen" به فارسی هستند.

muurahainen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورچه

    noun

    Mutta siellä oli muurahainen, joka yritti vastustaa minua.

    اما يه مورچه اونجا بود که جلوي من ايستاد.

  • مور

    noun
  • moirb

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muurahainen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "muurahainen"

اضافه کردن

ترجمه های "muurahainen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه