ترجمه "naama" به فارسی
صورت, چهره, رخ بهترین ترجمه های "naama" به فارسی هستند.
naama
noun
دستور زبان
-
صورت
nounJos elämä olisi reilua, rihkamassa olisi minun naamani.
الان صورت من بايد روي اون کالاهاي مزخرف مي بود.
-
چهره
nounSe on paha, jolla on koiran naama, nylpyttää jalkaani ja pissii matollenne.
اين يه شيطان در چهره سگه که روي پاي من مي پره و روي فرش شما مي شاشه.
-
رخ
noun
-
ترجمه های کمتر
- روی
- رخسار
- سیما
- قیافه
- لقا
- لیوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "naama"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن