ترجمه "napata" به فارسی
گرفتن, دام, دزدیدن بهترین ترجمه های "napata" به فارسی هستند.
napata
verb
دستور زبان
-
گرفتن
verbSitten minut napataan ase kädessäni kolmen ruumiin luota.
بعد اونا منو با 3 تا جنازه و يه تفنگ تو دستم گرفتن!
-
دام
verbnapataan terroristeja ja pedofiilejä.
برای به دام انداختن تروریستها و مکانیابی کودکآزاران جنسی استفاده شود.
-
دزدیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دستگیر کردن
- ربودن
- قاپیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " napata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "napata" با ترجمه به فارسی
-
الکترود · سنگ سرطاق · قطب · قطب مغناطیسی · مرکز · ناف · نقطه اتکا · وسط · پایانه
-
ناف
-
قطب مغناطیسی
-
دوردستترینها
-
دستگیر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن