ترجمه "noki" به فارسی

دوده, دوده بخاری, سبو بهترین ترجمه های "noki" به فارسی هستند.

noki noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوده

    noun

    Unettomuus tahrasi hänen silmäkuoppansa kuin noki.

    بى خوابى دور چشم هاش رو مثل دوده سياه لکه دار کرده بود

  • دوده بخاری

    noun
  • سبو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " noki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Noki
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوده

    توده ای از کربن ناخالص که از احتراق ناقص هیدروکربنها بدست می آید. دومین دلیل اصلی گرمایش زمین تشکیل دوده می باشد.

    Unettomuus tahrasi hänen silmäkuoppansa kuin noki.

    بى خوابى دور چشم هاش رو مثل دوده سياه لکه دار کرده بود

اضافه کردن

ترجمه های "noki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه