ترجمه "norsunluu" به فارسی

عاج, دندان فیل, رنگ عاج بهترین ترجمه های "norsunluu" به فارسی هستند.

norsunluu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاج

    noun

    Jotkut omistivat norsunluu-upotuksin koristeltuja tyylikkäitä huonekaluja ja joivat ”haluttujen viinitarhojen” viiniä.

    لوازم منزل آنها با عاج خاتمکاری شده بود و شراب آنها در «تاکستانهای دلپسند» به عمل میآمد.

  • دندان فیل

    noun
  • رنگ عاج

    noun
  • پیلسته

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " norsunluu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Norsunluu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاج

    noun

    دندان فیل

    Jotkut omistivat norsunluu-upotuksin koristeltuja tyylikkäitä huonekaluja ja joivat ”haluttujen viinitarhojen” viiniä.

    لوازم منزل آنها با عاج خاتمکاری شده بود و شراب آنها در «تاکستانهای دلپسند» به عمل میآمد.

اضافه کردن

ترجمه های "norsunluu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه