ترجمه "noudattaa" به فارسی
اطاعت کردن, اجابت کردن, موافقت کردن بهترین ترجمه های "noudattaa" به فارسی هستند.
noudattaa
verb
دستور زبان
-
اطاعت کردن
verbHän itse noudatti tuota periaatetta maanpäällisen palveluksensa loppuun asti.
تا پایان خدمت روحانی زمینیاش، خود او از آن اصل اطاعت کرد.
-
اجابت کردن
verb -
موافقت کردن
verbKuten tiedät, on Vitalion luvannut noudattaa tiettyjä Deiran lakeja.
همونطور که ميدوني " ويتاليوني " ها موافقت کردن که قوانين " داياران " رو اجرا کنن.
-
چسبیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noudattaa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "noudattaa" با ترجمه به فارسی
-
رژیم گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن