ترجمه "nuija" به فارسی

پتک, چماق, باتون بهترین ترجمه های "nuija" به فارسی هستند.

nuija noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پتک

    noun

    Käytä nuijaa, jos on pakko.

    مجبور شدي از پتک استفاده کن

  • چماق

    noun

    Hän pyöri ympäriinsä ja yhtäkkiä nuija oli kädessäni.

    اون دور خودش ميچرخيد و يه دفعه چماق تو دست من افتاد

  • باتون

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • باج
    • خراج
    • خون
    • ساده لوح
    • سورتمه
    • سوسک
    • شنگول
    • شیره
    • عصاره
    • پلوک
    • چنبه
    • چوگان
    • کدین
    • گرز
    • گوپال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nuija " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nuija
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پتک

    noun

    Käytä nuijaa, jos on pakko.

    مجبور شدي از پتک استفاده کن

عباراتی شبیه به "nuija" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nuija" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه