ترجمه "nuija" به فارسی
پتک, چماق, باتون بهترین ترجمه های "nuija" به فارسی هستند.
nuija
noun
دستور زبان
-
پتک
nounKäytä nuijaa, jos on pakko.
مجبور شدي از پتک استفاده کن
-
چماق
nounHän pyöri ympäriinsä ja yhtäkkiä nuija oli kädessäni.
اون دور خودش ميچرخيد و يه دفعه چماق تو دست من افتاد
-
باتون
noun
-
ترجمه های کمتر
- باج
- خراج
- خون
- ساده لوح
- سورتمه
- سوسک
- شنگول
- شیره
- عصاره
- پلوک
- چنبه
- چوگان
- کدین
- گرز
- گوپال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nuija
-
پتک
nounKäytä nuijaa, jos on pakko.
مجبور شدي از پتک استفاده کن
عباراتی شبیه به "nuija" با ترجمه به فارسی
-
مجبورکردن · کتک زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن