ترجمه "nukkuminen" به فارسی
خواب, رکود, سکون بهترین ترجمه های "nukkuminen" به فارسی هستند.
nukkuminen
noun
verb
دستور زبان
-
خواب
nounPidän ulkoilusta, mutta teltassa nukkuminen...
من دوست دارم بیرون از خانه رو اما خواب در چادر بر روی زمین
-
رکود
noun -
سکون
noun -
کمون
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nukkuminen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن