ترجمه "nuori" به فارسی
جوان, كوچِک, برنا بهترین ترجمه های "nuori" به فارسی هستند.
nuori
adjective
noun
دستور زبان
-
جوان
adjectiveMuuan nuori nainen kuitenkin löysi lompakon ja yritti heti saada selville sen oikean omistajan.
خانمی جوان کیف پول را پیدا میکند و فوراً برای یافتن صاحب آن اقدام مینماید.
-
كوچِک
noun p -
برنا
adjective
-
ترجمه های کمتر
- کوچِک
- جوان، درخور جوانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuori " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nuori"
عباراتی شبیه به "nuori" با ترجمه به فارسی
-
سر شب است
-
خانم کوچولو
-
خوک · خوک پرواری · گراز
-
جوانک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن