ترجمه "objekti" به فارسی
چیز, شی, شیء بهترین ترجمه های "objekti" به فارسی هستند.
objekti
noun
دستور زبان
-
چیز
noun -
شی
nounSiellä on ohjeet, joissa sanotaan: "Olen objekti.
به آنها گفته شده، «من یک شی هستم.
-
شیء
nounSkaalaa objektia pisteeseen nähden, kahden segmentin pituuden määrittämän suhteen verran
مقیاسبندی یک شیء سراسر یک نقطه با نسبت دادهشده طبق طول دو قطعه
-
ترجمه های کمتر
- مفعول
- موضوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " objekti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Objekti
-
مفعول
noun
عباراتی شبیه به "objekti" با ترجمه به فارسی
-
رایی · مفعول
-
شی درون برنامه ای
-
شی فعال
-
ارتباط و جاسازی اشیا
-
شی خودکار
-
شیء تعبیه شده
-
مفعول بیواسطه · مفعول صریح
-
مورد میل فعال شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن