ترجمه "ohi" به فارسی

از نزدیک, از پهلوی, با بهترین ترجمه های "ohi" به فارسی هستند.

ohi noun adverb adposition interjection دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • از نزدیک

    adverb
  • از پهلوی

    adverb
  • با

    adverb

    Neuvottelun aika on ohi, samoin kuin kiukku ja asian kieltäminen.

    زمان برای چونه زدن همراه با خشمو انکار گذشته

  • ترجمه های کمتر

    • بدست
    • بواسطه
    • بوسیله
    • در کنار
    • فرعی
    • پایان یافته
    • پیش
    • کنار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ohi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ohi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ohi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه