ترجمه "oire" به فارسی

نشانههای بیماری, اثر, سَمپتوم بهترین ترجمه های "oire" به فارسی هستند.

oire noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشانههای بیماری

  • اثر

    noun

    Jos virtalähde on kaukana, sen pitää olla vahva, jotta se aiheuttaisi oireita.

    هر چه دورتر باشه ، منبع برق بايد قوي تر باشه تا بتونه اثر بذاره

  • سَمپتوم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • علامت
    • نشانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه