ترجمه "olla" به فارسی

بودن, است, باش بهترین ترجمه های "olla" به فارسی هستند.

olla verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بودن

    verb

    Minulle ei tarvitse selittää, kuinka tärkeää on olla rakkaiden ihmisten kanssa.

    مجبور نيستين بهم بگين بودن با مردمي که شما دوستشون دارين چقدر مهمه.

  • است

    verb

    Saatan olla epäsosiaalinen, mutta se ei tarkoita, etten puhuisi ihmisille.

    ممکن است اجتماعی نباشم ولی این به این معنی نیست که با مردم صحبت نمی کنم.

  • باش

    verb

    Tarkoitukseni ei ole olla itsekäs.

    نمی خواهم خودخواه باشم.

  • ترجمه های کمتر

    • بود
    • داشتن
    • سرما خوردم
    • موافق بودن
    • هست
    • بیهمتا
    • تاسیس کردن
    • خانه نشین شدن
    • در حال
    • دربرداشتن
    • ساکن شدن
    • قرض دادن
    • مال خود دانستن
    • موجود بودن
    • هاسی
    • وام دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " olla " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "olla" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "olla" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه