ترجمه "ommel" به فارسی

اهل بخیه, بخیه, درز بهترین ترجمه های "ommel" به فارسی هستند.

ommel noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اهل بخیه

    noun
  • بخیه

    noun
  • درز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مکث کوتاه
    • چاک
    • کوک
    • یک دقیقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ommel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ommel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه