ترجمه "ongelma" به فارسی

مشکل, مسئله, اصطکاک بهترین ترجمه های "ongelma" به فارسی هستند.

ongelma noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکل

    noun

    Jos et halua laittaa aurinkorasvaa, niin se on sinun ongelmasi. Älä sitten tule valittamaan minulle, kun palat.

    اگر تو نمی خواهی ضد آفتاب بزنی مشکل خودت است. پس دیگر از آفتاب سوختگی پیش من شکایت نکن.

  • مسئله

    noun

    Toimistoni tekee läheistä yhteistyötä Columbian yliopiston ja muiden kanssa valaistaakseen näitä ongelmia.

    آژانس من با دانشگاه کلمبیا و سایر دانشگاهها همکاری مستقیم دارد تا نوری بر این مسائل بیفکند.

  • اصطکاک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بازماندگی
    • رمز
    • لغز
    • مالش
    • مانع
    • مشک
    • معما
    • چیستان
    • گرفتاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ongelma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ongelma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ongelma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه