ترجمه "oranssi" به فارسی
نارنجی, نارنج بهترین ترجمه های "oranssi" به فارسی هستند.
oranssi
noun
adjective
دستور زبان
-
نارنجی
nounJoskus sormet ovat ihan oransseja niiden syömisen jälkeen.
بعضی وقت ها بعد از خوردنشون انگشت هات نارنجی میشه
-
نارنج
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oranssi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "oranssi"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن