ترجمه "orava" به فارسی

سنجاب, موش خرما, وروره بهترین ترجمه های "orava" به فارسی هستند.

orava noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنجاب

    noun

    Esimerkiksi orava saattaisi ilmestyä paikalle, etsiä pähkinää, mennä pois.

    سنجاب ها، به طور مثال، می آیند، به دنبال بادوم گشته، و دستگاه را ترک می کنند.

  • موش خرما

    noun

    Skorpioneilla on jalat, mutta et kuule niitä kuten oravia.

    عقربها هم پا دارن ديگه ولي صداي پاشون مثل موش خرما نيست که بشنوي

  • وروره

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orava " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Orava
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنجاب قرمز

    گونهای از سنجاب

تصاویر با "orava"

عباراتی شبیه به "orava" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "orava" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه