ترجمه "organisaatio" به فارسی

سازمان, تشکیلات, هیئت حاکمه بهترین ترجمه های "organisaatio" به فارسی هستند.

organisaatio noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سازمان

    noun

    jonkin systeemin rakenne

    Kyseessä on potilaskeskeinen organisaatio, joten he antoivat potilaiden käyttöön auton.

    این یک سازمان مرکزی برای بیماران بود، پس برای بیمارانشون خودروهایی تدارک دیدند.

  • تشکیلات

    noun
  • هیئت حاکمه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " organisaatio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "organisaatio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "organisaatio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه