ترجمه "osio" به فارسی

تیغه, قسمت, پارتیشن بهترین ترجمه های "osio" به فارسی هستند.

osio noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیغه

    noun
  • قسمت

    noun

    Tyyppi sanoi, että Paul oli kiinnostunut Unkarin osiosta.

    يارو ميگفت بيشتر از همه ، به قسمت مجارستاني ها علاقه مند بود

  • پارتیشن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " osio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "osio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "osio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه