ترجمه "osoitin" به فارسی
شاخص, فهرست, نمایه بهترین ترجمه های "osoitin" به فارسی هستند.
osoitin
noun
verb
دستور زبان
-
شاخص
noun -
فهرست
nounTallenna valitut osoitteet uuteen jakeluluetteloon
ذخیرۀ تک مدخلهای برگزیده در یک فهرست توزیع جدید
-
نمایه
noun
-
ترجمه های کمتر
- نمودار
- اشاره گر
- اشارهگر (واسط نگارهای کاربر)
- مکان نما
- پیکان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osoitin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Osoitin
-
اشارهگر
Jos kohta ” Nosta ikkuna automaattisesti päällimmäiseksi ” on valittuna, ikkuna siirtyy automaattisesti päällimmäiseksi, kun hiiren osoitin on ollut ikkunan kohdalla vähän aikaa
در صورت فعالسازی این گزینه ، پنجرۀ زمینهای که اشارهگر موشی برای مدتی روی آن بوده است ، به طور خودکار به جلو میآید
عباراتی شبیه به "osoitin" با ترجمه به فارسی
-
آدرس منطقی بلوک
-
اعلام کردن · افرین گفتن · ندا دادن
-
آدرس اینترنتی
-
رد كردن
-
بازنویسی آدرس
-
آدرس · ابراز داشتن · اثبات كردن · اختصاص دادن · اشکار ساختن · اندوختن · تخصیص دادن · حاضر شدن · حاکی بودن · حضور یافتن · دلالت داشتن · شگون داشتن · قبلا اعلام کردن · نشان دادن · نشانه بودن · نقطه · نمایاندن
-
مامور بازنویسی آدرس
-
اشکار ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن