ترجمه "ostaa" به فارسی
خریدن, خرید, تطمیع کردن بهترین ترجمه های "ostaa" به فارسی هستند.
ostaa
verb
دستور زبان
-
خریدن
verbJa hän pysyi – koko matkan kauppaan, josta ostimme herkkuja!
و او همچنان ماند—تمام راه برای خریدن شیرینی از فروشگاه!
-
خرید
nounMutta koska Simon on hyvin köyhä, hänellä ei ole varaa ostaa niitä.
اما دست پدر بینوا چنان تنگ است که از عهده خرید دارو بر نمیآید.
-
تطمیع کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خريدن
- خریداری کردن
- رشوه دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ostaa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن