ترجمه "pöly" به فارسی
خاک, غبار, gard o khåk بهترین ترجمه های "pöly" به فارسی هستند.
pöly
noun
دستور زبان
-
خاک
nounLuulette tietävänne jostain jotain, ettekä tunne gooferin pölyä?
شما پسرا فکر ميکنين يه چيزي درباره يه چيزي ميدونين اما خاک فلفل نه ؟
-
غبار
nounJatkuva tuuli ja ilmassa oleva pöly kurjistivat elämää entisestään.
باد و غبار مداوم آنجا زندگی را سخت میکرد.
-
gard o khåk
noun
-
ترجمه های کمتر
- گرد
- اشغال
- باقی مانده
- تراب
- جگن
- خاکه
- خرده سنگ
- ذره
- ریزه
- سنگ نتراشیده
- قلوه سنگ
- گرد وخاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pöly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pöly
-
گرد و غبار
Hänen on täytynyt harhautua pölyn keskellä.
اون بايد تو گرد و غبار راهش رو گم کرده باشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن