ترجمه "paavi" به فارسی

پاپ, خلیفه اعظم, پاپ بهترین ترجمه های "paavi" به فارسی هستند.

paavi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاپ

    adjective noun proper

    عنوانی برای رهبر کاتولیک های جهان

    Hän uskoo, että rauhaan pyrkivä paavi ei varustaudu sotaan.

    او فكر كرده که اگر پاپ به دنبال صلح باشه خودش رو براي جنگ آماده نميكنه

  • خلیفه اعظم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paavi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paavi
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاپ

    adjective noun proper

    Paavi Francis, joka on vaikuttanut tähän aiheeseen huomattavasti,

    پاپ فرانسیس، که در این موضوع بسیار موثر بوده،

تصاویر با "paavi"

عباراتی شبیه به "paavi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paavi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه