ترجمه "paha" به فارسی

بد, بدی, bad بهترین ترجمه های "paha" به فارسی هستند.

paha adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بد

    adjective

    Olemme oikealla asialla, eikä silloin voi sattua mitään pahaa. Noinko uskot?

    و زمانيکه کارِ درست رو انجام ميدي هيچ اتفاقِ بدي نميوفته.

  • بدی

    noun

    Hän käyttää hyvin karkeaa kieltä ja puhuu pahaa Daavidista.

    او با لحن تحقیرآمیزی حرف میزند، و چیزهای بدی دربارهٔ داوود میگوید.

  • bad

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بدکار
    • خطرناک
    • سخت
    • شر
    • شرور
    • شریرانه
    • فژه
    • مضر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paha " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paha" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paha" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه