ترجمه "pahvi" به فارسی

مقوا, ابله, حوله داغ بهترین ترجمه های "pahvi" به فارسی هستند.

pahvi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقوا

    noun

    Haluan uusia jakelujärjestelmän ja pahvin käytön kaikkialla maailmassa, jotta niistä tulisi ekologisia jalanjälkiä.

    من میخواهم سامانه رسانش این ایده را با بکارگیری مقوا بگونهای در دنیا تغییر دهم که روش ردیابی تاثیرات زیست محیطی بشود.

  • ابله

    noun
  • حوله داغ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مقوای نازک
    • ورق کارتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pahvi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pahvi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه