ترجمه "pakko" به فارسی

اجبار, اصرار, اضطرار بهترین ترجمه های "pakko" به فارسی هستند.

pakko noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجبار

    noun

    Vanhinten ei tule paimentaa Jumalan laumaa ”pakosta, vaan halukkaasti”.

    پیران مسیحی باید گلّهٔ خدا را «نه به اجبار بلکه با میل و رغبت» شبانی کنند.

  • اصرار

    noun
  • اضطرار

    noun

    Mutta ilman sinun suostumustasi en tahdo tehdä mitään, jotta hyvä tekosi ei olisi kuin pakon alainen, vaan johtuisi omasta vapaasta tahdostasi.”

    امّا نخواستم کاری بدون رای تو کرده باشم تا احسان تو از راه اضطرار نباشد بلکه از روی اختیار.»

  • ترجمه های کمتر

    • اکراه
    • باید
    • تهدید و اجبار
    • رفتار خشن وتند
    • سفتی
    • شدت
    • محکمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pakko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pakko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pakko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه