ترجمه "pakko" به فارسی
اجبار, اصرار, اضطرار بهترین ترجمه های "pakko" به فارسی هستند.
pakko
noun
دستور زبان
-
اجبار
nounVanhinten ei tule paimentaa Jumalan laumaa ”pakosta, vaan halukkaasti”.
پیران مسیحی باید گلّهٔ خدا را «نه به اجبار بلکه با میل و رغبت» شبانی کنند.
-
اصرار
noun -
اضطرار
nounMutta ilman sinun suostumustasi en tahdo tehdä mitään, jotta hyvä tekosi ei olisi kuin pakon alainen, vaan johtuisi omasta vapaasta tahdostasi.”
امّا نخواستم کاری بدون رای تو کرده باشم تا احسان تو از راه اضطرار نباشد بلکه از روی اختیار.»
-
ترجمه های کمتر
- اکراه
- باید
- تهدید و اجبار
- رفتار خشن وتند
- سفتی
- شدت
- محکمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pakko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pakko" با ترجمه به فارسی
-
خروج · فرار · فرار از زندان · مهاجرت دسته جمعی · کوچ · گریز
-
باید
-
فرار از زندان
-
فرار کردن
-
گم شدن
-
رستگاری از شاوشنک
-
اختلال وسواسی جبری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن