ترجمه "paksu" به فارسی

کلفت, koloft, انبوه بهترین ترجمه های "paksu" به فارسی هستند.

paksu adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلفت

    adjective

    Joten 2006 ostin itselleni paksun talvitakin ja muutin Newcastleen.

    اینجوری شد که در سال ٢۰۰٦، یه اورکت کلفت برای خودم خریدم و به نیوکسل رفتم.

  • koloft

    adjective
  • انبوه

    adjective

    Esimerkiksi jo olemassa olevan auringon valo ei ulottunut maan pinnalle ennen ensimmäisen ”päivän” alkua, mikä saattoi johtua paksusta pilviverhosta (Job 38:9).

    برای مثال، خورشید پیش از آغاز اولین «روز» آفرینش وجود داشت، اما نور آن احتمالاً به دلیل انبوه ابرها به سطح زمین نمیرسید.

  • ترجمه های کمتر

    • ستبر
    • فربه
    • قطور
    • چاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paksu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paksu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paksu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه