ترجمه "palvoja" به فارسی
دوستدار, فاسق, مجاهد بهترین ترجمه های "palvoja" به فارسی هستند.
palvoja
noun
دستور زبان
-
دوستدار
nounValta, jota hän käyttää Poikansa välityksellä, ei ole taakka hänen palvojilleen, koska hän rakastaa vanhurskautta ja oikeutta.
اما از آنجایی که یَهُوَه دوستدار انصاف و عدالت است، حکمرانی وی از طریق پسرش باری بر دوش پرستندگانش نیست.
-
فاسق
noun -
مجاهد
noun -
مخلص
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palvoja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palvoja" با ترجمه به فارسی
-
بت ساختن · حرمت کردن · پرستش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن