ترجمه "panna" به فارسی

گاییدن, گذاشتن, گائیدن بهترین ترجمه های "panna" به فارسی هستند.

panna verb noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاییدن

  • گذاشتن

    verb

    Kysy meidät tänne panneilta, jos tapaat heidät.

    اگه اون حرومزاده هايي که ما رو اينجا گذاشتن ديدي ، ميتوني ازشون بپرسي

  • گائیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • جا گرفتن
    • سرشتن
    • قدغن كردن
    • قراردادن
    • نشلیدن
    • نهادن
    • هشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " panna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "panna" با ترجمه به فارسی

  • انتقادکردن · سرزنش کردن · مقصر دانستن · گله کردن
  • دیدن · ذکر کردن · کشف کردن
  • شکست دادن
  • اختصاص دادن · اندوختن
  • از سرباز کردن · عقب انداختن · مطرح کردن
  • به مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن · گرفتار شدن
  • pan
    پان
  • اجرا کردن · از پیش بردن · صورت گرفتن · مجبورکردن · مرتکب شدن · مقصر بودن
اضافه کردن

ترجمه های "panna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه