ترجمه "panna" به فارسی
گاییدن, گذاشتن, گائیدن بهترین ترجمه های "panna" به فارسی هستند.
panna
verb
noun
دستور زبان
-
گاییدن
-
گذاشتن
verbKysy meidät tänne panneilta, jos tapaat heidät.
اگه اون حرومزاده هايي که ما رو اينجا گذاشتن ديدي ، ميتوني ازشون بپرسي
-
گائیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جا گرفتن
- سرشتن
- قدغن كردن
- قراردادن
- نشلیدن
- نهادن
- هشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "panna" با ترجمه به فارسی
-
انتقادکردن · سرزنش کردن · مقصر دانستن · گله کردن
-
دیدن · ذکر کردن · کشف کردن
-
شکست دادن
-
اختصاص دادن · اندوختن
-
از سرباز کردن · عقب انداختن · مطرح کردن
-
به مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن · گرفتار شدن
-
پان
-
اجرا کردن · از پیش بردن · صورت گرفتن · مجبورکردن · مرتکب شدن · مقصر بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن