ترجمه "parannus" به فارسی

درمان, اصلاح, اصلاحات بهترین ترجمه های "parannus" به فارسی هستند.

parannus noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمان

    noun

    Parannus on nopein keino saada hänet takaisin.

    درمان سريع ترين راه ممکن براي برگشتش هست

  • اصلاح

    noun

    Ei ole helppo saada vaikutusvaltaista miestä vakuuttumaan siitä, että hän on toiminut väärin ja hänen täytyy tehdä parannus.

    متقاعد ساختن مردی قدرتمند به اعمال گناهآلودش و نیاز به پذیرفتنِ اصلاح کاری بس دشوار است.

  • اصلاحات

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بهبود
    • توبه
    • جبران خسارت
    • دارو
    • علاج
    • فریادرسی
    • پیشرفت
    • چاره
    • گزیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parannus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Parannus
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • توبه

    Parannus ei ole rangaistus – se on etuoikeus.

    توبه کردن تنبیه نیست، آن یک امتیاز است.

اضافه کردن

ترجمه های "parannus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه