ترجمه "paska" به فارسی

گه, ککه, آشغال بهترین ترجمه های "paska" به فارسی هستند.

paska adjective interjection noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گه

    noun

    Ei ihmisten pitäisi asua paikassa, missä pitää polttaa paskaa.

    مردم نبايد جايي زندگي کنن که براي گرم شدن مجبور شي گه بسوزوني

  • ککه

    noun
  • آشغال

    noun

    Kun ei vedä kamaa, pitää huolehtia kaikesta muusta paskasta.

    اما وقتي ازش خلاص ميشي يک دفعه مجبور ميشي که نگران يک سري مسايل آشغال ديگه باشي

  • ترجمه های کمتر

    • فحش
    • لعنت
    • لعنتی
    • نوعی قمار
    • پخ
    • چرند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paska " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paska

Paska (romaani)

+ اضافه کردن

"Paska" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Paska در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "paska" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paska" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه