ترجمه "peili" به فارسی

آينه, آئینه, آیینه بهترین ترجمه های "peili" به فارسی هستند.

peili noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آينه

    noun

    1|heijastava pinta

    Tull, vie kääpiöt galleriaan ja tuo peili kammiooni.

    " تال " ، کوتوله ها رو ببر به گالري آينه رو هم بيار به خلوتگاه من.

  • آئینه

    noun
  • آیینه

    noun

    Peili sallii tämän, mutta se ei tahraudu,

    آیینه به آن رخصت میدهد، ولی آیینه، لکه دار یا

  • ترجمه های کمتر

    • آینه
    • آیینه آئینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peili " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Peili
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آینه

    noun

    14 Peili voi auttaa ihmistä varmistautumaan siitä, että hän on edustuskelpoinen.

    ۱۴ معمولاً از آینه برای مرتب کردن ظاهرمان استفاده میشود.

تصاویر با "peili"

اضافه کردن

ترجمه های "peili" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه