ترجمه "pieni" به فارسی

كوچِک, کوچک, خرد بهترین ترجمه های "pieni" به فارسی هستند.

pieni adjective verb دستور زبان

Ei iso; kooltaan vähäinen.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • كوچِک

    adjective

    1|kooltaan pieni

  • کوچک

    adjective

    Katsoessaan isoisänsä silmiin pieni poika näki hänen tuskansa.

    وقتی پسر کوچک به چشمان پدر بزرگش نگاه کرد، متوجّه درد او شد.

  • خرد

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • که
    • برنا
    • جوان
    • کوچِک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pieni " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pieni" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pieni" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه