ترجمه "pikkukivi" به فارسی

توفال, ریگ, سنگریزه بهترین ترجمه های "pikkukivi" به فارسی هستند.

pikkukivi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • توفال

    noun
  • ریگ

    noun

    tämänkaltaisen kohtaamisen toivossa — ne olivat pikkukiviä

    به امید اینکه چنین فرصتی برایم پیش بیاید. البته واقعا اینها یک مشت ریگ بود.

  • سنگریزه

    noun
  • نوعی عقیق

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pikkukivi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pikkukivi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه