ترجمه "pikkumies" به فارسی
تراشنده, جوانک, زاده بهترین ترجمه های "pikkumies" به فارسی هستند.
pikkumies
Noun
دستور زبان
-
تراشنده
noun -
جوانک
noun -
زاده
noun
-
ترجمه های کمتر
- منگنه
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pikkumies " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن