ترجمه "piriste" به فارسی
انگیزنده, انگیزه, سرعت بهترین ترجمه های "piriste" به فارسی هستند.
piriste
noun
دستور زبان
-
انگیزنده
-
انگیزه
noun -
سرعت
noun -
محرک
nounCharliesta löytyi amfetamiinia, piristeitä, steroideja ja anestesia-aineita.
آزمایش چارلی برای آمفتامین ، محرک ها ، استروئید و بی حس کننده ها مثل بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piriste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Piriste
-
محرک
Charliesta löytyi amfetamiinia, piristeitä, steroideja ja anestesia-aineita.
آزمایش چارلی برای آمفتامین ، محرک ها ، استروئید و بی حس کننده ها مثل بود
عباراتی شبیه به "piriste" با ترجمه به فارسی
-
انرژی دادن · بالا بردن · تازه کردن · جان دادن · درخشان شدن · دست انداختن · روشن کردن · رونق دادن به · متعال ساختن · چالاک شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن