ترجمه "pissi" به فارسی

ادرار, بول, جیش بهترین ترجمه های "pissi" به فارسی هستند.

pissi noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادرار

    noun

    Jos koira vielä pissii laatoillemme, minä sähköistän ne.

    اگه یه بار دیگه اینجا ادرار کنه با شوکر میزنمش.

  • بول

    noun
  • جیش

    noun

    Mutta nainen pissaa sieltä.

    ولی خانوم ها از اونجا جیش میکنن.

  • ترجمه های کمتر

    • شاش، جیش، ادرار
    • پی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pissi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pissi" با ترجمه به فارسی

  • ادرار کردن · کار بیهوده کردن
  • ادرار کردن · شاشیدن · کار بیهوده کردن
  • ادرار · بول · جیش · شاش · شاش، جیش، ادرار · پی
اضافه کردن

ترجمه های "pissi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه