ترجمه "pistin" به فارسی
سرنیزه, سک, سرنیزه بهترین ترجمه های "pistin" به فارسی هستند.
pistin
Noun
verb
noun
دستور زبان
-
سرنیزه
noun -
سک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pistin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pistin
-
سرنیزه
عباراتی شبیه به "pistin" با ترجمه به فارسی
-
درخت پسته · پسته
-
دایره نه نقطه
-
منقوط
-
بهت زده کردن · بیهوش کردن · تزریق · زخم زدن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · نشلیدن · نهادن · نیش زدن · هشتن · گذاشتن · گزیدن
-
نقطه کور
-
سه نقطه
-
نقطه بحرانی
-
قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن