ترجمه "playboy" به فارسی
بزمجه, سوسمار, مارمولک بهترین ترجمه های "playboy" به فارسی هستند.
playboy
noun
دستور زبان
-
بزمجه
noun -
سوسمار
noun -
مارمولک
noun -
پلیبوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " playboy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Playboy
-
پلیبوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن