ترجمه "playboy" به فارسی

بزمجه, سوسمار, مارمولک بهترین ترجمه های "playboy" به فارسی هستند.

playboy noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزمجه

    noun
  • سوسمار

    noun
  • مارمولک

    noun
  • پلیبوی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " playboy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Playboy
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلیبوی

اضافه کردن

ترجمه های "playboy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه