ترجمه "pohja" به فارسی
اساس, بنیاد, ته بهترین ترجمه های "pohja" به فارسی هستند.
pohja
noun
دستور زبان
Painauma, joka muodostaa maapohjan vesimassan alle.
-
اساس
nounKreikkalaisille hän puhui niiden asioitten pohjalta, jotka olivat heille tuttuja.
وقتی با یونانیان صحبت میکرد بر اساس چیزهای آشنا برای آنها صحبت میکرد.
-
بنیاد
noun -
ته
nounEnkä usko sinun löytävän haluamiasi vastauksia tuon mukin pohjalta.
و فکر نکنم جواب هايي که ميخواي رو ته اون ليوان پيدا کني.
-
ترجمه های کمتر
- بُن
- بُنیاد
- زیربنا
- زیرساخت
- شالوده
- شالودَه
- قعر
- پایه
- پایَه
- پشت پا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pohja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pohja
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pohja" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pohja در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pohja"
عباراتی شبیه به "pohja" با ترجمه به فارسی
-
سوره
-
ریشه کن کردن · منهدم کردن
-
چسبیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن